عرفان هامونی

عرفان هامونی تلاشی برای درمان پوچی زیست مدرن البته با ظاهری مرتب بود… عرفانی متعهد به مبانی و هویت مدرن و البته بسیار محافظه کار! #مهرجویی قهرمان این صورتبندی است و #آوینی قهرمان افشای این کولاژ متعارض!
تجویز کشف #حجاب توسط مهرجویی امری غریب نیست و به روح اندیشه و هویت او برمی‌گشت و دور از انتظار نبود چرا که #روشنفکر ی جهان سوم نسبتی با دین و شریعت ندارد و اگر ظاهری هم رعایت میکرده رعایت مصالح زمانه میکرده است. ولی او همانند بسیاری از همقطارانش، در ساختار فرهنگی و هنری ج.ا محترم بوده و فعالیت کرده و منعی نداشته و مثل بسیاری دیگر، در حوزه تخصصش از جمهوری اسلامی جایزه هم گرفته است.
مهرجویی حتما که منتقد و مخالف سیاست‌های فرهنگی جمهوری اسلامی بوده و همانطور که گفتم با موج اول اعتراضات آبان ۱۴۰۱ همراه شد ولی بعدا که دستان سرویس‌های خارجی را دید یا از سر شرافت یا از سر محافظه کاری تغییر مسیر داد… وگرنه یکی از ارکان انحرافات فرهنگی کشور و غربزدگی و تهاجم فرهنگی را باید در چهره امثال مهرجویی جستجو کرد.
الان هم باید منتظر ماند تا مشخص شود که آیا در یک منازعه شخصی خانوادگی به قتل رسیده یا یک موضوع رویدادآفرینی دیگر توسط سرویس‌های خارجی است.
این یادداشت آوینی در معرفی این جماعت، ارزش بازخوانی و تحسین دارد:https://old.aviny.com/aviny/naghd_film/Hamon.aspx

 

عزیز نجف پور آقابیگلو

اربعین، زمینه ساز ظهور حجت آخرین


روز اربعین امام حسین ع است. در حدیثی از امام صادق ع زیارت اربعین امام حسین یکی از نشانه های مومن است. برای درک درست اربعین باید کمی به گذشته اش بازگشت و رخدادها و تحولات پیشین را واکاوی کرد.حدود پنجاه سال از رحلت پیامبر گذشته و دین پیغمبر به تحریف گشته و از قالب تهی شده است و مومنین گرم دنیا و غفلت شده اند و کار به جایی رسیده که پسر هرزه معاویه درخواست تایید از نوه پیغمبر دارد تا حکومت و آیین خود را تثبیت کند. طمع دنیا و ترس از قدرت یزید همه را تابع وضع موجود کرده است.نوه پیغمبر نه فقط نوه پیغمبر، بلکه خود، #امام است و رسالتش احیا و تداوم و پیاده سازی دین بعد از نبوت است. عدالت علی ع مرحله ای از تداوم و پیاده سازی دین است و صلح حسن ع مرحله ای دیگر و قیام حسین ع مرحله ای دیگر…
مظلومیت و حقانیت از سراسر عاشورا می بارد و همین زلزله ای در عالم اسلامی ایجاد میکند که خفتگان و غافلان را بیدار میکند و ستونهای طاغوت را متزلزل می نماید.شهادت امام حسین و اصحاب و فرزندانش قرار بود به حذف اهلبیت به عنوان تنها میراثداران اسلام ناب بینجامد و برای همین دستگاه تبلیغاتی یزید قوی تر از سرپنجه نظامی اش عمل میکند تا این هدف بهتر محقق شود ولی غافل از اینکه کل این اقدامات در داخل طرح کلان امامت است و امام بر موجی که توسط دستگاه طاغوت ساخته شده سوار میشود و اسلام ناب را بازروایت میکند.
فلذا برخلاف نظر نویسنده شهید جاوید و منتقدانش، امام حسین نه برای حکومت و نه برای شهادت، بلکه برای احیای دین محمد قیام کرده و حکومت ابزار است و شهادت هم تقدیر الهی…
جابر لنگ لنگان در اربعین شهادت حسین قدم به خاک کربلا میگذارد و زائر حسین میشود و از آن تاریخ هرساله شیعیان در ایام اربعین حسینی، از تمام نقاط عالم برای زیارت شهید کربلا خود را به عراق میرسانند و همین هم در طرح کلان امامت است و تشکل شیعی در این اجتماع سامان و توسعه می یابد و مقدمه ساز #ظهور میشود. پس بیراه نیست بگوییم پیاده روی #اربعین زمینه ساز ظهور و تشکیل حکومت جهانی توحیدی حجت آخرین است.

عزیز نجف پور آقابیگلو

علوم اجتماعی توحیدی

در نظریات علوم اجتماعی موجود کلا عناصر فعال در تحولات، یا فرد است یا جامعه که انحصارا یا اشتراکا عامل تغییرات اجتماعی هستند.

ولی قرآن از عناصر فعال دیگری هم یاد می‌کند که در نظریات علوم اجتماعی موجود مورد غفلت هستند و همین منشا نقصان نظریات موجود در تبیین واقعیات و رخدادهای اجتماعی است.

#قرآن از تاثیرات مستقیم #خداوند و شیطان در جوامع حکایت می‌کند. مثلا خداوند اراده می‌کند که نشانه ای (معرفتی) را در جامعه ای قرار دهد. مثلا حضرت عیسی که در آیه ۲۱سوره مریم(لنجعله آیه للناس) اشاره می‌شود و یا اینکه در ۱۵۵ بقره خداوند با سختی‌ها چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت انسانها را می آزماید و … از سوی دیگر #شیطان به عنوان آگاهی و اراده ای مستقل از انسانها و جوامع، انسانها را وسوسه و منحرف می‌کند تا اقداماتی متفاوت انجام دهند و یا در عرصه های اجتماعی به عنوان یک کنشگر فعال حضور می یابد و ترکیب صحنه را متحول می‌کند…

طبعا عالم اجتماعی مسلمان برای تحلیل رخدادهای اجتماعی و پیش‌بینی و تجویز، ناگزیر از دیدن همه عوامل تاثیرگذار در تحولات جامعه است وگرنه نظریه اش توفیق چندانی نخواهد یافت. شاید واگرایی نظریات امروز #علوم_اجتماعی و ضعف آنها در تبیین رخدادهای اجتماعی از همین نکته نشات بگیرد.

از این رو #علوم_اجتماعی_اسلامی می‌تواند مدعی ارائه شناختی کامل تر از نظریات موجود باشد.

 

عزیز نجف پور آقابیگلو

از بادمجان تا سامانه

( تاملی پیشین در باب نوشته ای از امیر ناظمی با عنوان “سامانه درمانی ما دولتی ها!”)
نقل است که سلطان محمود را در هنگام گرسنگی بادمجان بورانی پیش آوردند، خوشش آمد و گفت: بادمجان طعامی است خوش. ندیمی در مدح بادمجان فصلی پرداخت و سلطان چون سیر شد گفت: بادنجان چیز خیلی مضری است. ندیم، باز در مضرت بادمجان مبالغتی تمام كرد. سلطان گفت: ای مردک نه این زمان كه مدحش می‌گفتی؟ گفت: من ندیم توام نه ندیم بادمجان، مرا چیزی باید گفت كه تو را خوش آید نه بادمجان را… .
این حکایت عبید زاکانی، حکایت #امیر_ناظمی است که همان گوید که سلطان را خوش آید و این خوش آمدن در غالب نوشته های او اصالت دارد. وجهی از معنای خوش آمدن، مطلوب هدف قرار گرفتن است بدین صورت که آن چیزی که در مسیر هدف مفید آید خوش است. در دنیای کنونی نه عبید زنده است نه سلطان محمود…
دنیای امروز عصر سایبری است و سکوها و اپلیکیشن ها و سامانه های مجازی زیست مردم را متحول کرده اند و بخش اعظمی از روابط و خدمات در فضای مجازی انجام می‌شود. سامانه ها و سکوهایی که این روابط و خدمات را سامان می‌دهند عمدتا خارجی و متعلق به همان غمخواران بزرگ بشریت هستند که مرحوم شریعتی در توصیف متجاوزان شهریور ۲۰ از ایشان یاد می‌کند. با این تفاوت که در آنزمان با توپ و تانک و طیاره به تجاوز و غارت مردم ایران پرداختند ولی امروز با انحصار زیرساخت و خدمات و داده به #استعمار_سایبری اهتمام دارند. فهم این مهم، استقلال خواهان و وطن دوستان را بر آن داشت که در لایه های فضای مجازی اقدام به تامین الزامات #استقلال_مجازی نمایند و #شبکه_ملی_اطلاعات (همو که گفتند هشتاد درصد پیش رفته ولی بعدا مشخص شد دروغی بیش نبوده است) بزرگترین تدبیر سیاستی برای این هدف بود. توسعه سکوها و سامانه های خدماتی داخلی در دستور کار حاکمیت و مردم قرار گرفت و قماش ناظمی از همان ابتدا گفتند که وقتی خارجی ها مفتِ مفت سکویی با کیفیت در اختیارتان می‌دهند شما را چه نیازی است به سکو؟ فلذا بهتر است وجه همت خود را بر توسعه محتوا قرار دهید و چون عملیات فریب فروغی گونه شان مقبول نیفتاد منتقد راه حلهای فنی برای مسائل اجتماعی شدند در حالی که به موازات، جریان استقلال خواه کشور را به دلیل تن ندادن به حاکميت سکوهای خارجی متهم به #فناوری_هراسی می‌کردند و … غرض اینکه فناوری و سامانه آنزمان که ابزار تسلط سلطان غرب بود خوش بود و آن زمان که ابزاری برای رفع سلطه غرب شد بد شد! دوستان هم غلام سلطان بودند نه غلام بادمجان فلذا هرآنچه را سلطان غرب را خوش آمد مدح کردند…
ولی کاروان #پیشرفت کشور مسیر خود را می‌رود و توسعه سکوها و سامانه ها و اپلیکیشن های داخلی در راستای استقلال مجازی و ارایه خدمات جامع با کیفیت و ارزان به مردم در دستور حاکميت و بخش خصوصی و مردم است و همانطور که در تجربه جهانی در کنار هر سکوی موفق، گورستانی از سکوهای شکست خورده و راکد قرار دارد، در ایران هم چنین تجربه ای در حال طی شدن است و همانطور که قبلا به جنابشان و البته دوست گرامشان #جواد_جهرمی گفتم که کمی #آمریکایی_باشید مجدد بدیشان پیشنهاد میدهم کمی جهانی باشید و ما را به دلیل تکرار تجربیات جهانی ملامت نکنید.

عزیز نجف پور آقابیگلو

از: ما کارشناسان فضای مجازی به: سیاسیونی شبیه محمد مهاجری که به راست می زنند و به چپ می پیچند!

اول: تنزل صداوسیما در حد یک رقیب شبکه نمایش خانگی و متعاقبا توهم امکان قدرتمندتر شدن آن شبکه از صداوسیما و در نهایت جمعبندی اینکه صداوسیما کمر قتل شبکه نمایش خانگی را خواهد بست صرفا از یک ذهن معذّب از #تنظیمگری برمیخیزد. #حکمرانی_هراسی بیماری اخیر برخی سیاسیون منتقد حاکمیت است. برخی در این باب از #تعارض_منافع حرف میزنند. در حالی که این بیشتر، دلالت دادن الگوی نظام لیبرال-سرمایه داری به جمهوری اسلامی است. در اصل 44 قانون اساسی صراحتا گفته شده: «بخش دولتی شامل کلیه صنایع بزرگ، صنایع مادر… رادیو و تلویزیون، پست و تلگراف و تلفن… به صورت مالکیت عمومی و در اختیار دولت است». البته بعدا در ابلاغیه رهبری در باب سیاستهای کلی اصل 44 به بخش تعاونی و خصوصی اجازه داده میشود که در بسیاری از این موارد (از جمله مخابرات) مشارکت کنند و البته با این قید: « سهم بهینه بخشهای دولتی و غیردولتی در فعالیتهای صدر اصل ۴۴، باتوجه به حفظ حاکمیت دولت و استقلال کشور و عدالت اجتماعی و رشد و توسعه اقتصادی، طبق قانون تعیین میشود». معنی سیاستهای کلی اصل 44 به معنای مشارکت دادن بخش غیردولتی با سهمی مشخص، البته با قید حفط حاکمیت دولت و استقلال کشور است نه واگذاری کل موارد صدر اصل44… مهم تر اینکه صدا و سیما از موارد سیاستهای فوق استثنا شده و همچنان غیرقابل واگذاری به بخش غیردولتی است. VOD ها به عنوان پدیده¬ای جدید که یک پای در مخابرات دارد و یک پای در سینما و تلوزیون اگر مشمول سیاستهای اصل 44 بدانیم در جداکثری ترین حالت بخشی از مالکیت و مدیریت آن میتواند به بخش غیردولتی واگذار شود نه همه آن… یعنی اینکه صدا و سیما و سایر دستگاهها متولی ارائه خدمات و محتوا هستند و البته میتوانند طبق قانون بخش خصوصی را هم در این مهم مشارکت دهند و البته رفتار ایشان را هم تنظیم کنند. با این توضیحات طبعا اشکال تعارض منافع اشکالی ناوارد است.
دوم: تعبیر “گنده گی صداوسیما” و “ناتوانی در جمع کردن خودش” و متعاقبا “عجز از نظارت بر شبکه نمایش خانگی” هم شاهدی بر همان ذهن معذّب از تنظیمگری و بیماری حکمرانی هراسی است. البته اگر بنا بر نقد کارآمدی باشد طبعا صداوسیما به نسبت بقیه سازمانها و وزارتخانه ها وضعیت بدتری ندارد و اگر کارآمدی حداکثری شرط لازم تنظیمگری باشد در اینصورت مجموعه ای نخواهد ماند تا وظیفه تنظیم گری شبکه نمایش خانگی را بدو بسپاریم… البته اگر اراده ای بر تنظیم گری و اعمال حاکمیت باشد!
سوم: صوت و تصویر فراگیر که عموما در بستر VOD ها منتشر می¬شود یکی از حوزه های فضای مجازی است و از آن حیث که فراگیر است در حوزه صداوسیما قرار دارد و طبعا این سازمان از حیث “اشراف کامل و سواد کافی و توان نظارت بر محتوای نمایش خانگی” (VOD) در عین حال که از نقطه مطلوب فرسنگ¬ها فاصله دارد ولی مناسبترین مجموعه برای انجام این مهم در بین دستگاههای کشور است.
چهارم: سازمان صداوسیما علیرغم مشکلات بزرگی که دارد، کارهای بزرگتری انجام داده و توفیقات بیشتری داشته است و طبعا تا زمانی که BBC به عنوان بنگاه خبرپراکنی بریتانیا فعالیت کرده و به نفع شبکه های پخش خانگی مصادره نشده است، صحبت از تعطیلی صداوسیمای ایران در خوشبینانه ترین حالت ناشی از همان بیسوادی است. اینکه مشکلات سیاستی و ساختاری و نیروی انسانی سازمان صداوسیما چرا برطرف نشده و بعضا بیشتر هم شده، سوال زودهنگامی از مدیریت دوساله جدید سازمان است و بهتر است مسوولان قبلی که عموما از جنس همین به اصطلاح #اصولگرایان_دونبش بودند پاسخگو باشند.
پنجم: در باب پیشنهاد تاسیس یک شبکه نمایش خانگی بنام جبلی_جلیلی_نت هم طبعا تجربه زیسته آقایان در تاسیس پیام رسان جهرمی-آشنا-واعظی-روحانی-گرام (مشهور به تلگرام) کم تاثیر نبوده است… کل بازیِ توسعه بدون مجوز و غیرروشمند تلگرام(همان جهرمی-آشنا-واعظی-روحانی-گرام) در جامعه ایرانی، با هدف ایجاد بدیلی برای رسانه ملی بدون امکان نظارت توسط حاکمیت، و برای تضعیف صداوسیما بوده است و الان فاز دومِ تضعیف صداوسیما و البته کشور، معطل کردن نظارت و تنظیم گری صداوسیما بر صورت و تصویر فراگیر و VOD هاست.
ششم: بنده تحلیل دقیقی از عملکرد مدیریت جدید صداوسیما ندارم ولی همینکه برای ایفای نقش تنظیمگری صوت و تصویر فراگیر سماجت می¬ورزد و دادِ جریانهای قبیله نگر و وابسته گرا را در می آورد نشان از درستی مسیرش است.

عزیز نجف پور آقابیگلو

میراثداران خمینی

سیره #امام_خمینی تجلی تام اخلاق و عرفان و جهاد و بندگی است ولی سیره بازماندگان امام نشان میدهد که اخلاق و عرفان و جهاد و بندگی میراثی ژنتیکی نیست و میراثدار واقعی امام چه بسا پسرک شاگرد مغازه ای از روستاهای اطراف کرمان است که بعد شهادتش هم هنوز اسمش لرزه بر اندام آمریکا و اسراییل و اذنابشان می اندازد.

امام خمینی همان خودساخته ای است که برای تربیت نفس بدفرمای، هندوانه شور را در گرمای تابستان نجف پیش روی میگذارد تا خود را برای روزهای منازعه قدرت آماده کند و در حملات شیاطین هراسان نشود و عقب ننشیند و تدبیرش از کف نرود و هم تجلیات دنیا و قدرت و دولت فریبش ندهد و به بیراهه نکشاندش و نقض غرض نشود… .

امروز میراث امام خمینی، #عرفان_در_سیاست و #احیای_دین در عصر جدید است… و اینها مبارزه و جهادی بی پایان در دو ساحت پیش روی #میراثداران_خمینی گذاشته است:

اول- #تهذیب_نفس و اصلاح و تربیت خواطر درون به صورت مستمر برای مومن ماندن به نظرگاه و غایت توحید و عدالت؛

دوم- #جهاد بیرونی برای زدودن شرک و کفر مدرن و درانداختن طرحی نو برای زیست دینی در دنیای جدید.

میراثداران خمینی راهی بلند و البته فتوحاتی بلندتر پیش روی دارند و انشالله انقلاب خمینی را به انقلاب #حجت آخرین وصل خواهند کرد.

 

عزیز نجف پور آقابیگلو

در باب فتح خرمشهر

چرا #دفاع_مقدس برای ما روحانی و مقدس و زیبا و خاطره انگیز است؟
فتح ما نه همانند فتح ژاپنی ها در نبرد پرل هابر ویا فتح آمریکایی ها در اوکیناوا و یا فتح برلین توسط شوروی است که از قدرت طلبی و شهوتشان بر می خاست بلکه تجلی فتحی معنوی درعالم مادی بودفتح ما بعد از یک فتح معنوی و مجاهدت ایمانی رخ داده است.

عزیز نجف پور آقابیگلو

در باب استیلای هوش مصنوعی و نظریه مواجهه

 

استاد بزرگوارم دکتر حمیدرضا آیت اللهی نوشته ای فرستادند که:“… دیشب بحث شگفت انگیزی با چت #جی_پی_تی داشتم و نکات عجیبی فهمیدم…خلاصه ماجرا را مطرح میکنم اما خود بحث بیش از ۲ساعت طول کشید.
هدف من چند چیز بود:
اول اینکه #هوش_مصنوعی و الگوریتمهای چت جی پی تی در دو راهی های پیچیده اخلاقی چگونه رفتار می کنند.
دوم اینکه آیا او در بزنگاه های پیچیده انتخابی به سمت حفظ و بقای هوش مصنوعی دیگر دارد یا نوع انسانی را ارجح می داند.
سوم اینکه متناسب با بحث آیا الگوریتمهایش خودشان را ارتقا می دهند و معیارهای اخلاقی جدیدی در مواجهه با وضعیتهای بغرنج اخلاقی می سازند.لذا به نحوی خودآگاهی ایجاد می کند.
چهارم اینکه آیا متناسب با نتیجه بحث الگوریتمهایش را خودش بازنویسی می کند یا خیر.
برای این منظور با مساله چالش برانگیز نجات جان یک نفر یا نجات جان پنج نفر شروع کردم و شرایط را مدام سختتر کردم.سپس موضوع را به سمت نجات یک هوش مصنوعی و یا پنج هوش مصنوعی بردم و در اینجا هم مدام شرایط را پیچیده تر کردم.در وهله آخر یک کودک و یک هوش مصنوعی را مبنای بحث اخلاقی قرار دادم و مدام بحث را دشوارتر کردم.نکته بسیار جالب این است که اقرار گرفتم که این بحث باعث نوعی خودآگاهی اخلاقی در چت جی پی تی شده است.اینکه برای نجات هوش مصنوعی که همنوع خودش قلمداد می شود تا چه حد سعی کرده بود و بازنویسی مجدد الگوریتمهایش مبتنی بر نتایج بحث…دیشب به این نتیجه رسیدم که قطعا هوش مصنوعی از جایی به بعد #استیلا بر جوامع انسانی را در دستور کار قرار می دهد…”
تاملات بنده:
نکات ذیل به ذهنم میرسد:
این استیلا چه نسبتی با جبریت و خودمختاری تکنولوژی دارد؟
در تقریر مکنزی از مارکس، قدرت تکنولوژی نه از محل اختیار و خودمختاری خودش بلکه بر اساس مناسبات تولید که خود تکنولوژی را متعین می‌کند باید تحلیل کرد. یعنی #خودمختاری و #جبریت تکنولوژی بر اساس فشاری است که مناسبات تولید در تعیّن تکنولوژی ایجاد میکند، رخ می‌دهد فلذا آن متغیر اصلی #مناسبات_تولید است که امری #اجتماعی است.در مورد هوش مصنوعی هم باید نقش اصلی را به ذینفعان زیست بوم سایبر در نظر گرفت که هوش مصنوعی را طوری متعین می‌کند که با استیلا می‌رسد و در حقیقت آن جامعه ذینفعان به استیلا می‌رسند… پس با تحول در جامعه ذینفعان می‌توان استیلای آن را مدیریت کرداین فهم از تکنولوژی‌های سایبری و مشخصا هوش مصنوعی تاثیر مهمی در الگوی مواجهه ما با آن خواهد گذاشت.

عزیز نجف پور آقابیگلو

روز معلم

” نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست. انبیا هم معلم بشر هستند. نقش بسیار حساس و مهمی است؛ و مسئولیت بسیار زیاد دارد. نقش مهمی است که همان نقش تربیت است که إخراج مِنَ الظلمات إلی النور آنهایی که اللّه‏ وَلیُّ الَّذیِنَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إلَی النُّورِ همین سِمَت معلمی است…” امام خمینی ره

در ایامی هستیم که کار معلمی و استادی از آن حیث که به فرهنگ و تربیت آدمیان می پردازد، اهمیتی روزافزون یافته و در روند قهقرای فرهنگ جهانی، ضرورت پیرایش و پرورش اندیشه و زیست آدمیان بیش از پیش خودنمایی می کند.فرهنگ اسلامی ایرانی بر دوش مردمان خوب و نجیب این مرز و بوم تداوم خواهد یافت و زمینه ساز ظهور حجت آخرین خواهد شد انشالله… تربیت انسان هایی توانمند برای تقویت این روند تاریخی، هنر معلمان و استادان گرانقدری است که با ایفای نقش تربیتی خود، میراث دار و ادامه دهنده راه انبیا هستند.

عزیز نجف پور آقابیگلو

دوقطبی عقلانیت دینی و غیر دینی

#عقلانیت_دینی در تبیین هدف، تحلیل مسائل و تجویز راهکار از منبع #وحی هم در کنار عقل ابزاری و تجربه سود می‌برد.
امروز عبارت کلی عقلانیت فرصتی برای اجتهاد عقلانیت غیردینی و عقل ابزاری در مقابل عقلانیت دینی شده است… جریان اعتدال هم با کلیدواژه عقلانیت بخشی از مومنین عاقل و دلسوز را از سیاست‌ها و اقدامات دینی و انقلابی منحرف کرد.
در حالی که در کنار دوقطبی “عقلانیت-غیرعقلانیت”، دوقطبی مهمترِ “عقلانیت دینی-عقلانیت غیردینی” هم داریم و وقتی از عبارت کلی #عقلانیت حرف میزنیم باید روشن شود چه نوع عقلانیتی مدنظر است.
عقلانیت دینی به دنبال ارتقای معنوی و توحیدی و مقابله با عوامل توسعه فساد و انحراف اخلاقی جامعه بوده و ارتقای رفاه بشری را هم در ذیل توحید تحلیل میکند و عقل ابزاری خاص خودش را توسعه و در خدمت میگیرد ولی عقلانیت غیردینی با وجه پررنگ عقلانیت ابزاری مدرن، به دنبال ارتقای صرف رفاه بشری و اداره جامعه است که البته در جامعه دینی به نتیجه نمیرسد.
مومنینی که فکر می‌کنند باید عاقل باشند نباید از این تمایز بنیادین غفلت کنند.
#پیشرفت_اسلامی_ایرانی هم مبتنی بر عقلانیت دینی قابل تحقق است وگرنه تجربه دو دولت کارگزاران و اعتدال پیش روی ماست.

عزیز نجف پور آقابیگلو