اعتدال انقلابی، پروژه ای ناتمام، جریانی در مسیر شدن

برای فهم رفتار سیاسی مرحوم آیت الله رییسی باید کمی به تحولات سیاسی دهه های قبل پرداخت. علیرغم زحمات زیادی که در دولت نهم و دهم کشیده شد، برخی رفتارهای رییس دولت وقت زمینه نگرانی نخبگان و مردم از تحدید عقلانیت و خدشه در مصالح کشور را مهیا کرد و فضای دوقطبی¬ای که حاصل شد نیاز به جریان میانه رو و همگرا را پررنگ تر نمود. دولت اعتدال در همین بستر توانست روی کار بیاید ولی بحران های اقتصادی و ضعف در تامین مصالح مردم که در آبان 98 و مدیریت کرونا به اوج رسید و همچنین بازسازی نوعی دوقطبی جدید، این هشدار نخبگان انقلاب را برجسته کرد که از عقلانیت لیبرال نمی توان انتظار تامین مصالح جامعه ایرانی داشت چرا که انقلاب اسلامی در تاروپود این مردم ریشه دارد و اصولا عقلانیت، امری خنثی نیست و می تواند لیبرال و یا توحیدی باشد.
آیت الله رییسی در چنین فضایی وارد انتخابات ریاست جمهوری شد و توانست در اوج هجمه و تخریب توامان ضدانقلاب های خارج نشین و لیبرالهای وطنی، اعتماد مردم ایران را کسب کند.
شهید جمهور فارغ از اقدامات و خدمات فراوانی که انجام داد به نظر چهار کلان پروژه اش مهمتر از بقیه بودند:
1. احیای اخلاق در سیاست و مدیریت:
انقلاب اسلامی و به تبع آن جمهوری اسلامی، جریانی مبتنی بر دین و به تبع آن مبتنی بر اخلاق اسلامی است و اگر اخلاق کارگزاران نظام و فعالان سیاسی دچار خدشه شود ضرر اصلی را کلیت انقلاب و نظام متحمل خواهند شد. امروز یکی از معظلات ما در حوزه سیاست و مدیریت شیوع بی اخلاقی پنهان است. دروغ، تهمت، فریب و انواع رفتارهای غیراخلاقی دیگر، هم در قبال رقبا و هم قبال همکاران و زیردستان و هم در قبال مردم، امری شایع شده است. بی¬اخلاقی بعضا در کوتاه مدت شاید توفیق و کارآمدی به بار آورد ولی در بلند مدت به ضد خودش تبدیل میشود و باعث بدبینی نیروها و درگیری متقابل می شود و نظام سیاسی دینی را دچار اختلال جدی می نماید.
مرحوم رییسی کوشید یکی از ارکان سیاست ورزی انقلاب اسلامی، یعنی اخلاق را در سیاست و مدیریت احیا کند. رفتارهای عمیق اخلاقی ایشان در مناظرات انتخاباتی و پرهیز از حواشی و پرداختن به اصل قضیه یعنی خدمت به مردم، تجلی زیست و منش فردی ایشان بود که در عرصه اجتماعی و سیاسی ساری می¬شد و همین باعث اعتماد مردم و البته آرامش بین جریانهای سیاسی و نخبگان می گردید. نقل است که مناعت طبع و بزرگواری جناب رییسی به حدی بود که آن آقای “شش کلاس” بعدا از تعابیر خود عذرخواهی و طلب حلالیت کرد و ای کاش کمی بیشتر جرات به خرج می داد و این عذرخواهی خود را علنی می کرد.
2. تمرکز بر وظایف و اختیارات قوه مجریه و پرهیز از حاکمیت دوگانه:
قوه مجریه حتما که یکی از ارکان مهم حاکمیت است ولی همه حاکمیت نیست و از سوی دیگر در ذیل قانون اساسی و سیاست¬های کلان کشور و حوزه اختیاراتش، وظیفه مدیریت اجرایی کشور را بر عهده دارد. در برهه ای خصوصا از دوران دولت اصلاحات، تصور بر این شد که قوه مجریه به جای اجرای سیاست ها و قوانین، اختیار وضع سیاست های کلان و قوانین را هم دارد و متعاقبا دو اشکال اساسی رخ می¬داد: 1- غفلت تمرکز قوه مجریه از اجرای بهینه وظایف محوله 2-ایجاد حاکمیت دوگانه و هرز رفتن انرژی ها و ظرفیت ها… این روند به اشکال مختلف در دولتهای احمدی نژاد و روحانی هم ادامه یافت ولی مرحوم رییسی نقطه عطفی بر این روند مذموم بود و عملا قوه مجریه را بر سر وظیفه و اختیارات اصلی خود نشاند و تمام همت خود را بر خدمت¬رسانی و آبادانی و پیشرفت کشور در ذیل سیاست¬های کلان و قوانین کشور نمود.
3. همت بر ارتقای مردمی شدن دولت و مشارکت مردم در پیشرفت کشور:
تجربه انقلاب اسلامی و شکل¬گیری نهادهایی چون جهادسازندگی و سپاه پاسداران و بسیج حاکی از مشارکت حداکثری مردم در مدیریت کشور است. ولی از اوایل دهه هفتاد روندی توسط پدر معنوی جریان اعتدال یعنی کارگزاران، رقم خورد که به حاشیه راندن توده مردم و تمرکز بر صرف ظرفیت نخبه-گان در مدیریت کشور بود.
وقتی ما از مردم حرف میزنیم منظورمان توده مردمِ واقعیِ کم¬رسانه¬ای هستند که بازنمایی بسیار کمی در رسانه های جریان های سیاسی حاکم دارند. جریان¬های سیاسی واژه مردم را تحریف کرده و معنای دست ساخته و رسانه ساخته خود را بدل از ظرفیت بزرگ مردم ایران می¬گیرند. الان در رسانه¬ها میزان اخباری که در باب مثلا تغییرِ جنسیت فلان بازیگر منتشر میشود از مجموع کل اخباری که در باب چالشهای چغندرکاران و باغداران دشت سلدوز نشر می یابد، بیشتر است.
مردم واقعی که اکثریت مطلق جامعه ایرانی هستند مسلمان، خانواده مدار، پیشرفت گرا و وطن دوست هستند و جناب رییسی سعی کرد روی مردم واقعی سرمایه گذاری کند و ظرفیت ایشان را در مسیر پیشرفت و توسعه کشور فعال نماید. تقویت نقش توده مردم در سیاستگذاری و مدیریت کشور هم به عنوان موضوع و مخاطب سیاست ها و اقدامات کشور، و هم به عنوان عامل اجرای سیاست ها و برنامه ها یکی از اولویت¬های دولت سیزدهم بود و ایجاد دستیار ویژه مردمی سازی هم در همین راستا انجام پذیرفت.
4. بازسازی جریان اعتدال انقلابی:
جامعه خسته از دوقطبی و رفتارهای تخریبی متقابل، نیازمند عقلانیت و مصلحت سنجی بود و در مقابل عقلانیت لیبرال، آیت الله شهید عقلانیت انقلابی و مصلحت سنجی در پارادایم انقلاب اسلامی را در دستور کار قرار داد. پرهیز از قبیله گرایی و مشارکت طیف های مختلف جریان انقلاب در مدیریت کشور تلاشی بود که توسط آن مرحوم پیگیری شد و حتی تلاش کرد از ظرفیت مدیران کارآمدی که با جریان رقیب همکاری کرده بودند ولی انحرافات مبنایی نداشتند و ملتزم به مصالح کشور بودند، استفاده کند و از تسویه فله ای ایشان اجتناب شود. اهمیت این مساله وقتی عیان تر می شود که بدانیم دولت روحانی با شعار عقلانیت و تدبیر، بخش زیادی از مدیران متعهد کشور را که منتقد رفتارهای دولت دهم بودند را جذب و در مسیر اهداف و سیاستهای لیبرالی به کار گرفته بود.
البته طبیعی است که این سیاست لزوما با دقت در تمام ارکان دولت ساری نشد و در اجرای آن بعضا اختلالاتی هم وجود داشت و مثلا هم جریانی از مدیران منحرف در دولت سیزدهم فرصت حضور یافتند و هم جریانی حذف گرا همت خود را بر زدودن رقبای درون گفتمانی خود گذاشتند ولی کلیت این پروژه قابل دفاع بود و طبعا اگر دولت شهید ادامه می یافت بر پختگی اجرای این سیاست افزوده میشد.
اعتدال انقلابی پروژه ای ناتمام و جریانی در مسیر شدن است و فارغ از ضعف ها و کاستی هایی که دارد و مثلا در حوزه سیاست ها و برنامه ها شدیدا نیازمند طراحی بر اساس مبانی انقلاب است و یا اینکه ساختار و تشکیلات منسجمی برای شناسایی و تربیت نیروها و شایسته سالاری ندارد، ولی عملا فضای سیاسی را چنان متحول کرد که کاندیداهای انتخابات چهاردهم در اتمسفر اعتدال انقلابی مشق سیاسی کردند.
جریان انقلاب اسلامی اگر به دنبال تداوم انقلاب و ارتقای کارآمدی و پیشرفت کشور بر اساس مبانی و غایات دینی و انقلابی است، باید ضمن بازسازی ساختار و تشکیلات خود، این چهار کلان پروژه شهید آیت الله رییسی را به شکلی پخته تر در دستور کار خود قرار دهد.

عزیز نجف پور آقابیگلو

خداحافظی از همکاران واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی

همکاران ارجمند دانشگاه آزاد اسلامی واحد الکترونیکی؛ استادان، دانشجویان، مدیران و کارمندان گرامی؛
سلام علیکم؛
هر آمدنی را رفتنی است و هر طلوعی را غروبی؛ این درسی است که گردش روزگار و چرخش شب و روز به هر انسان هوشیاری می‌آموزد. آنچه اهمیت دارد، این است که در این فاصله میان آمدن و رفتن، کاری مفید برای رضای خدا و خیر مردم انجام دهیم.
در چشم‌به‌هم‌زدنی، چهار سال پرتلاش گذشت؛ گویی همین دیروز بود که قدم به واحد الکترونیکی گذاشتم و با همکاران ارزشمند و دانشجویان عزیزم همراه شدم. در این مدت، برای ارتقای علمی و آموزشی واحد کوشیدیم، روش‌هایی برای تکریم بیشتر همکاران و دانشجویان آزمودیم و تجربیاتی از موفقیت‌ها و ناکامی‌ها اندوختیم. خداوند شاهد است که تلاش و همت بنده همواره در راستای خیر و مصلحت واحد الکترونیکی بوده، هرچند به ضعف‌ها و خطاهای خود نیز اعتراف دارم و از این بابت طلب بخشش و مغفرت می‌کنم.
امروز، ایران سرافراز به همت بلند مردم و جوانانی نیاز دارد که قله‌های پیشرفت را نشانه گرفته‌اند. این حرکت فراگیر مردمی، راه خود را از میان دشواری‌ها و چالش‌ها می‌یابد و در مسیر تعالی، منتظر کسی نمی‌ماند و همه ما، همچون دانه‌های تسبیح، در این جریان به هم پیوسته‌ایم و علی‌رغم مشکلات اقتصادی و اجتماعی، انشالله تلاش خواهیم کرد که هر یک نقش خود را در این مسیر به درستی ایفا کنیم.
استادی که آموزش بهینه و تربیت پدرانه را سرلوحه کار خود قرار داده و کارمندی که وظایفش را با مسئولیت و دلسوزی انجام می‌دهد، مدیری که حوزه خود را با کارایی و اثربخشی سامان می‌بخشد، و دانشجویی که در کسب دانش و عمل به مسئولیت اجتماعی تلاش می کند، همه در عهد مشترک پیشرفت جامعه ایرانی شریک‌اند… خداوند هم این دل‌های پاک و اراده‌های استوار را می‌بیند و ان‌شاءالله توفیق، نعمت و برکت خویش را نصیب‌مان خواهد کرد.
هرچند دیگر افتخار همراهی با شما عزیزان را در واحد الکترونیکی ندارم، اما به‌عنوان عضوی از مردم بزرگ ایران، مفتخرم که همراه همدیگر برای رفع مشکلات و موانع سختی‌های داخلی و خارجی و سربلندی و تعالی این سرزمین تلاش کنیم و به آینده‌ای روشن امیدوار باشیم.
در پایان، ضمن عرض خداحافظی، از صمیم قلب بابت هرگونه کاستی و ضعف در دوران مسئولیت خود پوزش می‌طلبم و از شما عزیزان طلب حلالیت دارم و در این ماه مبارک رمضان و در آستانه سال نو، برای شما و جناب آقای دکتر اسماعیل زینالی، رئیس محترم واحد الکترونیکی، آرزوی توفیق، سلامتی و سربلندی روزافزون دارم.

عزیز نجف‌پور آقابیگلو
دوازدهم اسفند ۱۴۰۳ شمسی
مصادف با اول رمضان ۱۴۴۶ قمری

چرا بزرگداشت شهدای چالدران امروز موضوعیت دارد؟

1. #نظام_سلطه در تلاش است هویت‌دوستی مردم #آذربایجان را به نفع #پانترک ها مصادره کند و هویت ترکی این مردم را در تقابل با هویت ملی ایرانی و همبسته با هویت کشورهای ترکیه و جمهوری آذربايجان نشان دهد و بدین طریق از داخل ایران اهرم فشار سیاسی ایجاد کند. ولی #شهدای_چالدران گواهی بر اصالت ایرانی مردم آذربایجان است که بر اساس هویت ملی و فرهنگ شیعی با حکومت ترک عثمانی به تقابل می رسد. یعنی اینکه صرف زبان مشترک، ملیت ساز نیست و عناصر مهمتری در تکوین یک ملت لازم است. مسلما که عناصری چون امیرالمومنین ع و امام حسین ع و ابولفضل العباس ع و زینب س در تعیین هویت و ملیت مردم آذربایجان بر اشتراکات زبانی غلبه مطلق دارد. مردم آذربایجان در طول تاریخ اثبات کرده اند که به مفهوم امت متعهد هستند. امت به معنای جمعی از انسانهاست که حول هدف و مقصدی مشترک مجتمع شده اند. از سوی دیگر مفهوم ملت براساس فرهنگ و تجربه تاریخی مشترک در یک گستره سرزمینی شکل می گیرد و مردم #ایران در عین تنوع اقوام، یک ملت است و مردم آذربایجان هم از ارکان ملیت ایرانی هستند.
2. چالدران شاهدی بر تجاوز حاکم یاغی عثمانی به ملت و امت ایرانی و مقاومت دلیرانه ایرانیان است. درست است که ایران در این جنگ شکست می‌خورد و بخش زیادی از سپاه در جنگی غیورانه شهید می‌شوند ولی در نبردهای بعد که حدود ۴دهه به طول می‌کشد فتح و ظفرها حاصل می شود و قدرت و توان ملیت ایرانی نمایان می گردد. این فتوحات حتی در دوره قاجار و افشاریه هم تکرار می‌شود.
3. در چالدران جوانان غیور ترک ایرانی در کنار جوانان اصفهان و شیراز و مازندران و… جنگیده و به شهادت رسیده اند. حدود پنج قرن بعد شبیه این حماسه را در دفاع مقدس شاهدیم. شهیدان مهدی باکری از ارومیه و ابراهیم همت از اصفهان و حسن باقری از تهران و محمود کاوه از مشهد و … همه در یک جبهه و یک هویت و یک آرمان جنگیده و شهید شده اند. این گوهرِ پیام بزرگداشت شهدای چالدران به فتنه انگیزی های اخیر بازماندگان عثمانی و فریب خوردگان دورافتاده از وطن در باکو است.
4. البته چالدران یک پیام پنهان داخلی هم دارد. اصالت و هویت یکپارچه ملیت ایرانی که با مشارکت و همبستگی همه اقوام ایرانی در طول تاریخ شکل گرفته و حماسه ها آفریده است، رمز تداوم توفیقات امروز و فردای ماست. باید بدین تنوع و رنگارنگی این هویت مشترک احترام کرد و از تلاشهای خام اندیشانه برای فروکاهش هویت ایرانی به یکی از اقوام خودداری کرد و حقوق همه فرهنگهای ایرانی را در این بوم رنگارنگ هویت یکپارچه ایرانی محفوظ داشت. قبلا در یادداشت” حفظ و احیای فرهنگهای متکثر ایرانی، اصلی ترین راهبرد فرهنگی انقلاب اسلامی در دنیای مدرن است” بیشتر بدین موضوع پرداخته ام.

عزیز نجف پور آقابیگلو

الگوی مواجهه با تحولات پارادایمی

اخیرا مصاحبه ای از جناب حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضا غلامی منتشر شده که ایشان به صراحت به نفی علوم انسانی اسلامی و علم دینی میپردازد.
سوابق ایشان در شورای عالی انقلاب فرهنگی و کنگره علوم انسانی اسلامی و همچنین کنشگری علمی و اجرایی ایشان در این عرصه، بخشی از فعالان حوزه #علوم‌_انسانی_اسلامی را به واکنش‌های انتقادی واداشته و دلایل مختلفی بر این تغییر مواضع ایشان، از کم دانشی گرفته تا تاثیر تحولات سیاسی و حتی تنش ها و اختلافات داخلی و … برشمرده اند.
در این مورد چند نکته را باید دقت کرد:
۱- ادبیات علوم انسانی اسلامی و #علم_دینی سابقه ای بالاتر از نظام جمهوری اسلامی دارد و محدود به صاحبنظران ایرانی هم نیست و روز به روز هم بر غنای آن افزوده می‌شود. فلذا با تغییرات نظری یک نفر مورد خدشه قرار نمی‌گیرد.
۲- تحولات فکری و پارادایمی پژوهشگران امری عادی در ساحت اندیشه است و حتما هم منشا معرفتی صرف ندارد و عوامل غیرمعرفتی هم در این تحولات نقش دارند. مهم اینست که فرد چقدر می‌تواند روایت موجهی از این تغییر پارادایم ارایه دهد. از این رو: اولا نباید کسی را به دلیل تغییرات نظری مواخذه کرد؛ ثانیا باید به گفتگو و نقد نظریات جدید و مهم‌تر از آن، فهم و نقد استدلال های توجیه گر این تغییرات پرداخت؛ ثالثا عوامل غیرمعرفتی این تغییرات نظری را واکاوی و افشا کرد.
۳- در فضای آکادمیک ایران خیل زیادی از استادان و پژوهشگران متعلق به پارادایم #علم_مدرن ، حضور دارند که فضای تعامل علمی و نقد روشمند دوستانه و محترمانه بین ایشان و پارادایم علوم انسانی اسلامی در جریان است… جناب دکتر غلامی حداکثر از پارادایم علم اسلامی به پارادایم علم مدرن سوق یافته فلذا همچنان محترم است و طبعا حسب وسع علمی می‌تواند مورد گفتگو و نقد قرار گیرد.
در کل هم حواسمان باشد که بخشی از راه علوم انسانی اسلامی از شناخت و نقد روشمند علم مدرن می‌گذرد.

عزیز نجف‌پور آقابیگلو

از حکمرانی سکو تا حکمرانی داده

.
#حکمرانی_داده بدون حکمرانی سکو ممکن نیست… #مقررات‌گذاری در حوزه داده اگر مورد پذیرش سکو نباشد امکان اجرا نخواهد یافت… تجربه تلاش برای تعامل با چند سکوی آمریکایی هم به عنوان شاهد پیش روی ماست و فیلتر این سکوها هم صرفا به دلیل عدم پذیرش مقررات‌گذاری ما در این سکوها انجام شد و الان هم با تقسیم کار مشترک بین سکوهای آمریکایی و #فیلترشکن_فروش‌ ها و البته با مشارکت مدیران بی سواد و بی تعهد به مصالح ملی، شاهد شکستن حکمرانی ملی هستیم.
از سوی دیگر یک وقت است که ما سودای حاکمیت بر #اینترنت داریم و یک وقت است که می‌خواهیم ارض مجازی خود را از حاکمیت جریان سلطه نجات دهیم و به #استقلال_سایبری برسیم… آنچیزی که دارد رخ می‌دهد حالت دوم است و حاکمان اینترنت نه تنها برای مردم و دولت‌های ملی ایجاد مزاحمت می‌کنند، بلکه رفتار مردم را هم رگولاتوری کرده و در امور حاکمیتی کشورها مداخله می نمایند و به نوعی دنبال #استعمار_مجازی هستند.
تامین #حکمرانی_فضای_مجازی فقط مطالبه جریان انقلاب نیست… ملی‌گراهای واقعی هم باید مطالبه گر باشند.

عزیز نجف‌پور آقابیگلو

هسته گرایان سایبری


در اواخر دهه هشتاد نشریه ای بود به نام “هسته های مقاومت تاکتیکی(همت)” که هرکسی را که منتقد اشتباهات رو به فزاینده احمدی نژاد بود، به حساب یاران هاشمی فاکتور می‌کرد و با ایجاد جنگ روانی، منتقدان درون گفتمانی دولت وقت را به سکوت می‌کشاند در حالی که فروکاهش آرایش سیاسی کشور به مخالفان و موافقان احمدی نژاد، کم لطفی در ظرفیت و تنوع گسترده نیروهای سیاسی بود.
الان هم به مدد جریان #استعمار_سایبری ، هسته های مقاومت تاکتیکی دیگری شکل گرفته و هرکسی منتقد رفتارهای ژورنالیستی و سیاستزده برخی از عناصر دولت در ول کردن فضای مجازی باشد، در طیف مقابلِ دوقطبی کذایی و موهومِ “موافق فیلترینگ-مخالف فیلترینگ” قرار می‌دهد… نقل است به کرگدن گفتند دنیا چند قسمت است؟ در پاسخ گفت : دو قسمت! اینطرف و آنطرف شاخ من… حرف کرگدن اشتباه نبوده ولی به درد آدمیزاد نمی‌خورد چرا که با شاخص شاخ نمیتوان عالم را تبیین کرد.
واقعیت اینست که #فيلترينگ چند سکوی آمریکایی جزو سیاستهای سلبی نظام حکمرانی سایبری بوده و علت بسنده کردن بدین سیاست، صرفا از سر ناچاری و نداشتن برنامه جامع اثباتی برای #حکمرانی_قانومند بوده است و غالب دولتها هم وظیفه کلان و اثباتی خود را در این حوزه به درستی انجام نداده اند و در کمال تاسف هرازگاهی هم با موجهای سیاست زده و غیرکارشناسی صحبت از کنار گذاشتن همین نیم بند ابزار حکمرانی هم دارند. ابزاری که در تمام دنیا مورد استفاده دولتهاست و به اسم شعارهای خام دموکراتیک کنار گذاشته نشده و در جای خود کاربرد خودش را دارد.
اینکه در حکمرانی فضای مجازی نباید رویکرد سلبی صرف داشته باشیم حرف درستی است ولی وقتی میتوان از بازنگری در ابزارهای سلبی صحبت کرد که طرحی بزرگتر و اثباتی موجود باشد.
فلذا پرسش اینست که آقایانی که به دنبال رفع فیلتر این چند سکوی آمریکایی هستند آیا طرحی کلان و اثباتی و جامع برای تامین #حکمرانی_فضای_مجازی جمهوری اسلامی دارند؟ اگر دارند لطفا چکیده اش را در چند خط به مردم گزارش دهند.
عزیز نجف پور آقابیگلو

برنامه مشترک پیشرفت، نیاز امروز جبهه مقاومت

جریان مقاومت اگر برنامه #پیشرفت_مقاومتی نداشته باشد ضربه خواهد دید. سوریه نمونه بارز این ادعاست.
وقتی که جریان #سلطه جنگ ترکیبی همه جانبه راه انداخته و هدف اصلی اش هم جلوگیری از “پیشرفت محور مقاومت با حفظ اصول مقاومت” می باشد، مقابله هم باید همه جانبه باشد.
سقوط اسد را از ابعاد مختلف نظامی، امنیتی و رسانه ای میتوان مورد واکاوی قرار دارد ولی به نظر میرسد عامل اصلی این رخداد به ظاهر غیرمنتظره، (که با بررسی شرایط چندسال گذشته سوریه چندان هم غیرمنتظره به نظر نمی‌رسیده ) را باید در فشارهای اقتصادی و عدم اهتمام کافی برای بازسازی و رشد و پیشرفت کشور در تناسب با، هم نیاز مردم سوریه و هم در قیاس با وضعیت #پیشرفت و آبادانی کشورهای منطقه توصیف کرد.
نظام اسد در طی یک دهه گذشته نتوانست برنامه پیشرفت کشور خود را بر اساس پارادایم #مقاومت سامان دهد. بدین صورت که در عین پیشرفت اصول و چارچوب مقاومت را هم حفظ نماید و در این سال‌های آخر هم با درک فشار فزاینده اقتصادی و اجتماعی به مردمش، سعی کرد از کشورهایی چون امارات و … استمداد، و یحتمل الگو بجوید غافل از اینکه این چرخشی مرگبار بود و پیش از آنکه منفعتی به مسافران کشتی طوفان زده سوریه برساند، به غرق شدن آن خواهد انجامید.
عقب ماندگی سطح زندگی استانهای #سوریه در قیاس با استان ادلب که تحت تصرف شورشیان تحت حمایت اقتصادی ترکیه(بخوانید غرب و صهیونیزم) بود، به روشنی قابل مشاهده است. حتما هم توجه داریم که حتما همه مردم علقه های دینی و ملی یکسانی ندارند و کمتر مردمی چون مردم ایران می‌توانند سالها در مقابل انواع فشارها از جمله فشارهاي اقتصادی مقاومت کنند. هرچند در همین جامعه ایران هم فشارهای اقتصادی، بخشی از مردم را که در حالت عادی مشکلی با انقلاب و نظام ندارند را دچار تردید می نماید.
علی ای حال به نظر نمیرسد جمهوری اسلامی در ابعاد نظامی و امنیتی برای سوریه کم گذاشته باشد ولی حتما که ما سهم قابل توجهی در این بی برنامه گی برای پیشرفت مقاومتی، داریم چرا که به عنوان مغز و رهبر جبهه مقاومت نتوانسته ایم عناصر جبهه را در مسیر رشد و پیشرفت در پارادایم مقاومت به صورت هماهنگ و هم افزا راهبری کنیم.
واقعیت مهم دیگر این است که اگر محور مقاومت به صورت هماهنگ برنامه جامع و هم‌افزای پیشرفت داشته باشند، سرریز این اقدامات مشترک، داخل #ایران را هم منتفع خواهد کرد و باعث تقویت مضاعف پیشرفت و رشد ملی ما هم خواهد گردید.
فارغ از اینکه هزینه‌کردهای ما در محور مقاومت از منظر نظامی و امنیتی توجیه کامل دارد ولی با اتخاذ رویکرد توامان هم نظامی-امنیتی و هم اقتصادی، طبعا شاهد ثمرات مضاعف پیشرفت همه جانبه در سطح ملی و در سطح جبهه مقاومت خواهیم بود.
فرصت ها به سرعت می گذرند و تهدیدها و توطئه ها به شدت روی می آورند… تدبیری مضاعف می باید.

عزیز نجف پور آقابیگلو

اندر ضرورت نقد علم جدید و جستجوی علم بدیل

علم جدید، توتم دنیای مدرن است و بر اساس آن، شناخت انسان امروز از ابعاد و اکناف دنیا بسط یافته و امکان تصرف و تسخیر عالم فراهم می¬آید. علم جدید بر بستر مبانی و فرهنگ غربی رشد و تکوین یافته و موضوعات و غایت خود را از عالَم غربی اقتباس کرده و روش¬های خود را متناسب با این زیست بوم سامان داده است.
طبیعی است که اقتباس و کاربست این علم در دنیای دینی، که بر خلاف دنیای مدرن، عنصر “وحی” یکی از ارکان و منابع معرفت به حساب می آید و در تعیین غایت انسان و علم، نقشی بی بدیل دارد، نیازمند بصیرت¬ها و تدابیر و اصلاحاتی است. ورود و توسعه غیرروشمند علم جدید در ایران که به موازات شکست و انقطاع ساختارهای بومی ایرانی و ایجاد ساختارهای اجتماعی مدرن انجام پذیرفت، هم مستوجب بحرانهای فرهنگی و هم بحران ناکارآمدی در مسیر پیشرفت گردیده است.
ایجاد اعوجاجات اعتقادی و انگیزشی و رفتاری، یک بعد از کژکارکردهای علم جدید بوده و مهم¬تر از آن، کاربست غیرروشمند علم جدید در سیاستگذاری و برنامه ریزی و مدیریت و پیشرفت کشور هم مایه انحراف از تحقق اهداف برآمده از زیست بوم ایرانی اسلامی شده و هم به دلیل عدم تناسب با مبانی، موضوعات و غایات جامعه، در سطح کلان باعث ناکارآمدی اقدامات شده است.
“علم تجربی” برساخته تعامل ذهن و مشاهدات عینی است که البته مبانی و غایات و هنجارهای آدمی بر این “برساختن”، سایه افکنده است. از این رو فرآیند علم ورزی و علم پردازی، فرآیندی بی وقفه و چارچوب نابردار است و برای همین دانشمند می باید مدام مشغول بازسازی برساخته های ذهنی اش بر اساس واقعیات عینی باشد و این یک وجه از راز حرکت قدرتمند قطار علم در دنیای مدرن است. از سوی دیگر تقاضای علم توسط نهادهای اجتماعی، وجه دوم این راز تحرک پرشتاب علم در عالَم غربی است.
به تناسب، آن چیزی که در ایران شاهد هستیم غفلت از این دو وجه است: مواجهه انسدادی، رسوبی و متحجرانه با علم و بستن مسیر خلاقیت و نوآوری اذهان در مواجهه با واقعیات و پدیده های اجتماعی و طبیعی؛ و بت سازی از برساخته های دانشمندان غربی و اصرار بر هنجار نانوشتۀ “تبعیت از نظریات اسلاف غربی” و متعاقبا عدم مواجهه عالمانه و عمیق با مساله جامعه ایرانی و عدم نظریه پردازی برای تبیین، پیشبینی و ارایه تجویز برای رشد و پیشرفت جامعه ایرانی متناسب با مبانی و غایات بومی است.
راه برون رفت از این انسداد اولا شناخت ماهیت علم جدید و ثانیا نقد نظریات علمی از وجوه مختلف و ثالثا تمرکز اصیل علمی بر حل مسائل و موضوعات پیشرفت اسلامی ایرانی است.

 عزیز نجف پور آقابیگلو

شکست و پیروزی جریان انقلاب اسلامی در انتخابات چهاردهم

 آرای مردمان ترک به پزشکیان را نباید فقط در استانهای شمال غرب جستجو کرد بلکه اکثریت مطلق ترکهای ایران که در شهرهای مختلف اعم از استان تهران (شهریار و اسلامشهر و … ) و البرز (کرج و …) و سایر استانها به پزشکیان رای داده اند.
اگر از جمعیت ۱۵ میلیونی ترکهای ایران (اگر تعدادشان بیشتر از این نباشد)، ۱۰/۵میلیون واجد شرایط باشند و ۶ میلیون مشارکت کرده باشند با متوسط 75 درصد گرایش به پزشکیان حداقل 4.5 میلیون به پزشکیان رای داده اند.اگر این گرایش قومیتی-بومی نبود طبق نرم کشور این عدد 4.5 میلیون اصولا به صورت عادلانه بین دو نامزد تقسیم می¬شد و نتیجتا 2میلیون250هزار رای به هرکدام میرسید که متعاقبا رای جلیلی به 15.650 و رای پزشکیان به 14میلیون کاهش می یافت.
برخی اشکال میکنند که آذربایجانی ها در سال 1396 اکثرا به روحانی رای داده اند در حالی که در آن سال مردم آذربایجان طبق نرم جامعه عمل کرده بودند. چون به جز استانهای خراسان(همشهری های مرحوم رییسی) که اتفاقا آنها هم قومیتی-بومی رای داده بودند، و ۵ استان دیگر (همدان،سمنان، زنجان، قم، مرکزی ) همه استانهای کشور اکثرا به روحانی رای داده بودند.
اين پرسش هم که چرا مردم آذربایجان به موسوی و مهرعلیزاده و فتاح رای ندادند هم دلیلش اینست که موسوی جز لهجه ترکی، هیچ کنشی در جامعه ترکی نداشته و مهرعلیزاده هم کاراکتر ریاست جمهوری ندارد که رای جمع کند و فتاح هم کاندیدا نشده ‌که بختش آزموده شود.شبیه همین آرای قومیتی-بومی را در سال 1392 شاهد بودیم که محسن رضایی که در رقابت با روحانی علیرغم شکست کشوری با ۱۰/۸% آرا، ولی در سه استان هم قومیت-بوم خود (خوزستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری) بیشترین آرا را کسب کرده است. (به ترتیب: ۴۴٫۴۹، ۴۳٫۹۷، ۴۶٫۵۹)
پس اولا آرای قومیتی-بومی امری مرسوم در جامعه ایرانی است و لزوما به معنای تهدید هویت ملی نیست و هیچ وجهی از تجزیه طلبی و … ندارد و بیشتر ناشی از علقه و اعتماد بومی و محلی مردم است و از سوی دیگر شکست جریان انقلاب اسلامی در این دوره انتخابات صرفا شکست سیاسی بوده و اتفاقا از حیث گفتمانی و حتی اجتماعی برنده شده است.
کسب 13میلیون و 400هزار کنشگر فعال نوید آینده خوبی برای جریان انقلاب اسلامی است.
طبیعی هم هست که این رای را لزوما نمیتوان به چهره ها محدود کرد و لازم است نخبگان جریان انقلاب به بازسازماندهی خود و تجهیز داشته ها و احتمالا آماده کردن چهره های جدید برای رقابتهای بعدی اقدام نمایند.

عزیز نجف پور آقابیگلو

علامت استیلای اسلام سکولار و اسلام بی خاصیت بر بام ایران

به دار کشیدن استقلال خواهان تبریز توسط روس‌ها در روز عاشورای سال ۱۲۹۰… در آنروز فوج مردم تبریز در حال عزاداری برای امام حسین ع بودند.فرمانده روس اینگونه گفته که: “میترسیدم که آن جمعیت عظیم عزادار حسینی به آزادیخواهان مبارز تبریزی بپیوندند و در آن صورت چه بر سر ما می آمد…”اما آن جمعیت عظیم کاری نکردند و فقط عزاداری کردند و در هیاهوی مرثیه و سینه زنی و چکاچک قمه زنی ایشان، تعدادی از مجاهدان تبریز بر درختان شهر به دار شدند… خفت از این بدتر؟
همانطور که پیکر شیخ فضل الله نوری علامت استیلای غرب‌زدگی در ایران وقت بود نعش شهدای #عاشورای_تبریز هم علامت استیلای #اسلام_سکولار و اسلام بی خاصیت بر بام ایران وقت بود…
هر دوی این انحرافات با #انقلاب_اسلامی زدوده شد و الان چهل و اندی سال است که جریان #غربزده و جریان سکولار و جریان #تشیع_انگلیسی به دنبال احیای آن انحرافات هستند.

عزیز نجف پور آقابیگلو