تسری لمپنیزم در برخی از اهالی اندیشه و فرهنگ: از زیباکلام تا منصوری!

آقای دکتر رضا منصوری در یادداشتی کوتاه و البته مبهم، نکاتی در باب شورای عالی انقلاب فرهنگی و دانشگاه آزاد اسلامی ذکر کرده تبدیل “دانشکده علوم پایه” به “دانشکده علوم همگرا و کوانتم” را مورد هجو قرار داده اند و مدعی نفوذ و فساد مالی شده­اند.

وی نوشته که “در وادی علم نه تنها به قلهء جهل- شاید هم نفوذ- رسیده‌ایم بلکه از آن عبور کرده‌ایم ” در حالی که فارغ از اینکه گزارش های بین المللی در باب رشد علم در ایران خلاف هجو ایشان را نشان می­دهد ولی این فرمایش ایشان دقیقا خلاف مدعیات رسمی ایشان در برنامه تلوزیونی گستره شریعت در سال 1397 است[1] که به نقل از عیسی صدیق به بیسوادی مطلق دانشجویان قبل انقلاب اشاره میکند و متعاقبا رشد علمی دانشجویان در دوران بعد انقلاب را غیر قابل کتمان می شمارد و تاکید میکند که همه دنیا هم این را قبول دارند و…

این حجم از تناقض­گویی اگر ناشی از تشتت تحلیلی نباشد ریشه در غلبه انگیزه بر اندیشه ندارد؟

منصوری ادامه می­دهد که “… و این هم از دانشگاه مثلا اسلامی ما که تابلوی «دانشکده علوم پایه» را با این استدلال که «ما از قله عبورکرده‌ایم و حالا وقت فلان است» به «دانشکده علوم همگرا و کوانتم» تبدیل می‌کند… بوی پول می‌آید؟” ولی دقت ندارد که روند تحول پارادایم طبقه بندی علوم از الگوی علوم مستقل جزءجزء به سمت همگرایی علوم در حرکت است و طبیعی است که این روندی تدریجی است و قرار نیست هیات علمی و دانشجو و منبع مورد نیاز در حوزه”علوم همگرا و کوانتوم” از کره ماه وارد شود تا اتفاقی در ایران رخ دهد و طبیعی است که ضمن شیفت پارادایم از علوم پایه به سمت علوم همگرا، باید همین ظرفیتهای موجود رشته ها و استادان و دانشجویان و دانشکده ها را به تدریج در قالب تعریف پژوهشهای مشترک و آموزشهای ترکیبی و بین رشته ای و … بدین سمت سوق داد. این کاری است که دانشگاه آزاد اسلامی دارد انجام می­دهد و البته اگر ایشان پیشنهاد بهتری دارند بفرمایند ولی طبعا اگر پیشنهادی داشتند در آن سالها که معاونت وزارت علوم را متصدی بودند تحولی ایجاد میکردند و… .

و اما در باب “بوی پول” که حضرتشان استشمام کرده و هشدارش داده­اند طبعا دانشگاهی که از پول مفت نفت ارتزاق می­کند دغدغه­ای برای جذب پول از صنعت و جامعه ندارد و برایش خیلی مهم نیست که فرآیندهای علمی و فناورانه­اش کاربردی باشد…در حالی که دانشگاه آزاد اسلامی باید برای چرخاندن چرخهای دانشگاه، به غیر از منبع درآمد شهریه­ای، مدل درآمدی دیگری داشته باشد و از این رو روزآمدسازی رشته ها و سوق دادن دانشکده ها به سمت ارتباط با صنعت و جذب پروژه و منابع مالی موضوعیت می­یابد… فلذا برای من روشن نیست حضرتشان دقیقا با چی مخالفند؟ با ارتباط دانشگاه با صنعت و مسائل بومی جامعه؟ یا با مشارکت دانشگاه در ثروت آفرینی دانشبنیان؟!

ایشان ادامه می­دهد که “فساد از حدی گذشته که اجتماع نحیف علمی ما بتواند سالم‌اش کند. وزارت اطلاعات که لازم است ورود کند- ورود می‌کند؟ نفوذ، فساد مالی؟ “…خاطرم هست استاد مرحوم بنده دکتر عماد افروغ فرد دیگری را مصداق نفوذ و جاسوسی علمی در ایران معرفی می­کرد و همان فرد را امروز هم دکتر­گلشنی به صراحت به عنوان جاسوس و نفوذی حوزه علم و آموزش عالی معرفی میکند و طبعا اگر قرار باشد دنبال جاسوس و نفوذی باشیم دوستان وزارت اطلاعات باید جایی دیگر را جستجو کنند نه دانشگاه آزاد اسلامی را که با سیلی صورتش سرخ نگه داشته و در این دوران بحران مالی و روند چند سال قبل نزولی دانشجویانش( که تا مرز 800هزار نفر هم سقوط کرد)، توانست با طرح نویی که در انداخت، خود را از بحران خارج کند و امروز یکی پیشروان آموزش عالی باشد.

وی می­گوید “هرچه هست من آن‌را مصداق بارز نسل‌سوزی می‌بینم” در حالی که نسل­سوزی آن بنیانِ کجی است که قبیله دکتر منصوری در نظام آموزش عالی کشور بنیان نهاده اند و دانشجویی تربیت می­کنند که اولا دغدغه حل مسائل بومی کشور را ندارد و از سوی دیگر، اگر هم بخواهد توان حل مساله بومی کشور را ندارد و کلا برای حل مسائل جوامع دیگر تربیت شده است و علی الاصول چاره­ای جز مهاجرت ندارد… اینکه دانشگاه آزاد اسلامی می­کوشد مسائل بومی جامعه ایرانی را به بدنه خود منتقل و حل مساله نماید و از این طریق اقتصاد دانشبنیان را هم توسعه دهد، فرصت سوزی است یا کرورکرور دانشجویان باهوش کشور را برای چرخاندن چرخهای صنعت و اقتصاد کشورهای دیگر تربیت کردن و روانه ساختن؟! … این هم فرصت­سوزی و هم خیانتی آشکار است که بانیان اعم از سیاستگذاران و مجریان آن باید مورد بررسی و تعقیب نهادهای امنیتی قرار بگیرند.

منصوری در نهایت از مبانی خود هم رونمایی میکند و می­نویسد که “مردم- نه آن مردمی که بعضی جمعه‌گویان نام می‌برند و منظورشان امت است- آگاه باشند و از نسل کنونی و نسل‌های بعدی در حد توان و آگاهی خود حفاظت کنند” در حالی که کلمه “امت” کلمه­ای در ترمینولوژی پیامبراکرم ص است و البته امام خمینی ره هم میراثدار این واژه در عصر حاضر است و “امت” جزو واژگان اصیل انقلاب اسلامی است و البته جریان روشنفکری دینی اصیل، همانند شریعتی هم در “امت و امامت” بدان اشارت و ارجاع فراوان دارد. روح انقلاب اسلامی احیای دین در دنیای مدرن است و بازخوانی و احیای ادبیات و واژگان دینی در دنیای مدرن از نتایج طبیعی این انقلاب است… پرسش از منصوری اینست که آیا در طول تاریخ نهضتی مردمی تر از نهضت پیامبر سراغ دارد؟ آیا در تجربه ایران معاصر تجربه­ای مردمی­تر از انقلاب اسلامی و رهبرانی مردمی­تر از امام خمینی می­شناسد؟ پس ناراحتی آن “ناراضی نامنصور” از چیست که اصرار بر تفکیک واژگان “مردم” و “امت” دارد؟ آیا ایشان با حیات دینی در دنیای مدرن مشکل دارد و به دنبال ممات مدرن است؟ اگر من بگویم که مردم­گراییِ”جمعه­گویان” از آن­روی که خوابِ”جمعه­خوابان” را برآشفته می­کنند، علت هجمه توامان به امت و امامت­جمعه را فراهم می­نماید، بی حساب نگفته­ام.

در پایان مجبورم در نهایت تاسف، مُسری شدن بیماری “لمپنیزم زیباکلامی” را به همه اهالی اندیشه و فرهنگ هشدار دهم و همه­گان را از هر طیف فکری و سیاسی برای درمان این بیماری فراخوانم.

 

[1]  https://tv4.ir/episodeinfo/32767

 

عزیز نجف پور آقابیگلو

دبیر شورای فضای مجازی و رییس واحد الکترونیکی دانشگاه آزاد اسلامی